معنی شاهدة
6 بازدید
[ هِ دَ ] (ع ص، اِ) مؤنث شاهد. ج، شاهدات و شواهد. رجوع به شاهد شود. || زمین. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، شاهدات و شواهد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شاهدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر