معنی شاهدباز
6 بازدید
[ هِ ] (نف مرکب) نظرباز. پاکباز اهل الجنه؟ و فاسق که با امردان یا زنان بسیار صحبت دارد. در هندوستان شیدباز شهرت دارد. (از بهار عجم) (از آنندراج). فاسق لاطی. روسبی باز. (ناظم الاطباء). زن باره. امردباز. غلامباره. معشوق باز: محتسب در قفای رندان است غافل از صوفیان شاهدباز.سعدی. امشب که بزم عارفان از شمع رویت روشنست آهسته تا نبود خبر رندان شاهدباز را. سعدی. سرو و گل سودی ندارد رند شاهدباز را تاک را هم دوست میدارم بذوق دخترش. سلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شاهدباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر