معنی شاهبچه
5 بازدید
[ بَ چْ چَ / چِ ] (اِ مرکب) پسر شاه. فرزند شاه. بچهٔ شاه : فکند آن تن شاه بچه بخاک بچنگال کردش جگرگاه چاک دل شاه بچه برآمد بجوش سپاه انجمن کرد و بگشاد گوش.فردوسی. هر آنگه که دارد به بیداد دست دل شاه بچه نباید شکست.فردوسی. || در تداول عامه بر کودک مؤدب و آرام نیز اطلاق کنند: این پسر شاه بچه است و چون فرزند شاهان ادب گرفته و پرهیخته و مؤدب است.
کلمات همقافیه با «شاهبچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر