معنی شاهبن شجاع کرمانی
5 بازدید
[ هِ نِ شُ عِ کِ ] (اِخ) مکنی به ابی الفوارس. از شاهزادگانی بود که زهد پیش گرفت و مردی بافراست و پرهیزگار بود. وی با ابوتراب نخشبی و ابوعبید بسری مصاحبت کرد. سلمی به نقل از عبداللََّه بن محمد رازی گوید: گمانم که درگذشت شاه بن شجاع در سال بعد از ۲۷۰ هـ . ق. باشد و قبر او در سیرجان کرمان است. (از صفة الصفوة ج ۴ ص ۴۹) (تاریخ کرمان ص ۴۷۳). از کلمات اوست: ترسکاری اندوه دایم است. خوف واجب آن است که دانی تقصیر کرده ای در حقوق خدای تعالی. علامت خوش خویی رنج خود از خلق کشیدن و علامت تقوی ورع است و علامت ورع از شبهات باز ایستادن. عشاق بعشق مرده درآمدند از آن بود که چون بوصالی رسیدند از خیالی بخداوندی دعوی کرد. و رجوع به تذکرة الاولیاء عطار ص ۳۱۵ شود.
کلمات همقافیه با «شاهبن شجاع کرمانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر