معنی شاهبلوطی
6 بازدید
[ بَ ] (ص نسبی) برنگ پوست شاه بلوط. سرخ تیره که بسیاهی زند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شاهبلوطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر