معنی شاهبرج
5 بازدید
[ بُ ] (اِ مرکب) (مرکب از: شاه بمعنی ممتاز و مشخص +برج) برجی و قلعتی برتر و نیکوتر از قلاع دیگر. - شاه برج قدح؛ در مقام تشبیه قدح به برجی برتر از برجهای دیگر مانند شده است : نشیند چو در شاه برج قدح شود حکمران سپاه فرح. ملاطغرا (از بهار عجم).[ بُ ] (اِخ) نام برجی از قلعهٔ اکبرآباد و شاه جهان آباد. (بهار عجم) (آنندراج). شه برج. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شاهبرج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر