معنی شاهبانج
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (معرب، اِ) برنوف است و جمسفرم بری و شجرهٔ ابراهیم را بعضی به این اسم نامیده اند. (تحفهٔ حکیم مؤمن). مأخوذ از شاهبانگ فارسی و بمعنی آن. (از ناظم الاطباء). رجوع به شابابج و شابانج و شابانک و شاه بانگ شود.
کلمات همقافیه با «شاهبانج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر