معنی شاهباش کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) نثار کردن سکه یا نقل بر سر داماد و عروس. (از یادداشت مؤلف). رجوع به شاباش کردن شود.
کلمات همقافیه با «شاهباش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر