معنی شاهب
7 بازدید
[ هِ ] (ع ص) اسب سپیدموی. (منتهی الارب). دارندهٔ شَهَب. سپیدی بر سیاهی غالب آمده. (اقرب الموارد). خاکستری رنگ و سیاه با سپیدی آمیخته. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شاهب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هب» برای سرودن شعر