معنی شاهاسپرغم
8 بازدید
[ اِ پَ غَ ] (اِ مرکب) مرکب از: شاه و اسپرغم. (برهان قاطع چ معین). ریحان را گویند و آن را به عربی ضیمران خوانند. خواص بسیار دارد خصوصاً رعاف و بواسیر خونی را و اگر قدری از تخم آن با شکر بسایند و بزیر بغل مالند بوی بغل را برطرف سازد. (از برهان قاطع). به معنی شاه اسپرم. (جهانگیری). ریحان، که سبزی خوردن معطر است. (فرهنگ نظام) (بحر الجواهر) (غیاث اللغات). نازبو. (انجمن آرا) (آنندراج). جم اسپرم. (انجمن آرا). بوستان افروز. (دهار). ریحان سبز یا شاه اسپرغم با گلهای سفید و برگهای معطر و ریحان کوهی که دانه های سیاه آن بنام تخم شربتی یا بادروج مشهور است. (گیاه شناسی گل گلاب ص ۲۴۹): از آن خجسته و شاه اسپرغم هر دو شدند یکی چو دیدهٔ چرغ و یکی چو چنگ عقاب. مسعودسعد. و نیز رجوع به اسپرم و اسپرغم شود.
کلمات همقافیه با «شاهاسپرغم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غم» برای سرودن شعر