معنی شاهاب
7 بازدید
(اِ مرکب) شاه آب. رنگ سرخی باشد که مرتبهٔ اول از گل کاژیره کشند. (برهان قاطع). آب سرخی که از گل کاجره حاصل شود بعد از زردآب. (انجمن آرا) (آنندراج). رنگ سرخی که از عصیر کازیره سازند. (ناظم الاطباء). شاه آبه. آب سرخی که از گل کاجیره گیرند بعد از آب زرد برای رنگ. (فرهنگ نظام). شاهابه. آب سرخ که از گل کاجره حاصل شود بعد از زردآب. (فرهنگ رشیدی). رنگ سرخ. (ناظم الاطباء). || سرآب. مقابل پس آب. آب اول که گیرند از چیزی مانند انگور و جز آن. (یادداشت مؤلف). آب اول که از گل در عرق کشی گیرند و غیره. (یادداشت مؤلف). آب یا عرق اول که از گیاهی معطر یا دوایی یا میوه گیرند. (یادداشت مؤلف). آب مستخرج از معصر است بطریق خاص. (یادداشت مؤلف). آب پرمایه تر که بار اول از چیزی گیرند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شاهاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر