(اِخ) نام محلی است در کنار جادهٔ تهران و قزوین واقع در ۱۸۷۶۰ گزی تهران میان مهرآباد و اسماعیل آباد. (یادداشت مؤلف).
(اِخ) نام محلی کنار راه نیشابور و مشهد و میان نیشابور و عباس آباد واقع در ۸۰۷۳۰۰ گزی تهران. (یادداشت مؤلف). || نام قصبه ای است واقع در ۱۳۴۰۰۰ گزی عیلام. (یادداشت مؤلف).
(اِخ) دهی از دهستان افزر بخش قیروکازرین شهرستان فیروزآباد. دارای ۵۲ تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات، برنج، خرما است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
(اِخ) قریه ای است در ۲۴ هزارگزی تهران میان مهرآباد و کرج. کنار خط تهران به تبریز و آنجا ایستگاه ترن است. (یادداشت مؤلف).
(اِخ) قریه ای بشمال تهران، تابع شمیرانات و جمعیت آن در حدود ده هزار تن و در آنجا بیمارستان و آسایشگاه مسلولان وجود دارد. (یادداشت مؤلف).
(اِخ) ایالتی در جنوب بهار هندوستان. (ناظم الاطباء).
(اِخ) دهی از بخش کن شهرستان تهران. دارای ۵۰ تن سکنه. محصول آن غلات، صیفی و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
(اِخ) دهی از دهستان قنوات بخش حومهٔ شهرستان قم. دارای ۳۱۵ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات، انار، پنبه و صیفی و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
(اِخ) دهی از دهستان فراهان بالا بخش فرمهین شهرستان اراک. دارای ۹۹۱ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات، انگور، بنشن، پنبه و صیفی و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
(اِخ) دهی از دهستان پنجهزاره بخش بهشهر شهرستان ساری. دارای ۲۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
(اِخ) دهی از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه. دارای ۲۰۶ تن سکنه. آب آن از زرینه رود و چاه. محصول آن غلات، چغندر و پنبه و شغل اهالی زراعت و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
(اِخ) یکی از شهرستانهای استان پنجم (کرمانشاهان» است. دارای ۱۲۰۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانه و چشمه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵). رجوع به شاه آباد غرب شود.
(اِخ) دهی از دیههای بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان. دارای ۴۷۷ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و حبوب و شغل اهالی زراعت است و در فاصلهٔ ۲ هزارگزی دو محل به نام شاه آباد علیا و شاه آباد سفلی می باشد و سکنهٔ آن ۳۵۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی از دهستان اندیکا بخش قلعه زرامن شهرستان اهواز. دارای ۱۵۰ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول. دارای ۲۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ دز. محصول آن غلات، برنج و کنجد و شغل اهالی زراعت است. ساکنان از طایفهٔ عشایر بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
(اِخ) ده مرکز دهستان دشت آب بخش بافت شهرستان سیرجان. دارای ۳۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
(اِخ) دهی از دهستان جوپار بخش ماهان شهرستان کرمان. دارای ۳۳۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات، حبوب، صیفی، سیب زمینی و میوه و شغل اهالی زراعت و مکاری و ریسندگی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
(اِخ) دهی از دهستان جمیل آباد بخش بافت شهرستان سیرجان. دارای ۱۴۵ تن سکنه. آب آن از قنات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
(اِخ) دهی از دهستان سبلوئیه بخش زرند شهرستان کرمانشاه، دارای ۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات و حبوب و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
(اِخ) دهی از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم. دارای ۸۷ تن سکنه. آب آن از قنات. شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
(اِخ) دهی از دهستان بیزکی شهرستان مشهد. دارای ۳۴۹ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات، چغندر و سیب زمینی و شغل اهالی زراعت و مالداری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
(اِخ) دهی از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. دارای ۱۱۱ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
(اِخ) ده کوچکی است از بخش نجف آباد شهرستان اصفهان. دارای ۶۳ تن سکنه. آب آن از زاینده رود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
(اِخ) دهی از دهستان پیشکوه بخش تفت شهرستان یزد. دارای ۶۳۳ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
(اِخ) در هشت فرسخی شمال باختری شوشتر سر راه دزفول، خرابه هایی که امروز شاه آباد می نامند دیده می شود و این موقع شهر جندیشاپور یا جندی سابور است. (از سرزمینهای خلافت شرقی ص ۲۵۶).
(اِخ) نام دهی است واقع در پنج فرسخ و نیم میانهٔ شمال و مغرب قاضیان. (از فارسنامهٔ ناصری ص ۲۴۴).