معنی واژه شانی
33 بازدید
(اِ) مخفف شیانی. (فرهنگ رشیدی). زر و درم ده هفت را گویند. و آن در قدیم رایج بوده است. (برهان قاطع). درم ده هفت باشد و آن را شیانی نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری). زری بوده است در قدیم. (از فرهنگ رشیدی). درم ده هفت یعنی درمی که در ده جزء آن هفت جزء نقرهٔ خالص و سه جزء داخل بود. (فرهنگ نظام). زری که عیار آن هفت دهم طلا یا نقره بود. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): چون برادرت داد در یک شعر بهر هشتاد بیت چل شانی. سنایی (از فرهنگ نظام). || قسمی انگور سرخ پوست مایل به سیاهی که گوشت آن نیز سرخ است و بیشتر در شهر قزوین میباشد. (یادداشت مؤلف). مخفف شاهانی. - شراب شانی؛ شراب نیکو و قوی که از آن انگور یعنی انگور شانی (شاهانی) کنند. رجوع به شاهانی شود.(حامص) عمل شاندن. رجوع به شاندن شود. - گربه شانی؛ گربه رقصانی. رجوع به گربه شانی شود.(اِ) نوعی کشتی دیرینه است که با بادبان و هم پارو حرکت میکرده است. (از دزی ج ۱ ص ۷۱۷). شانی . شینی محتملاً مصحف و یا تحریری از «شنی» باشد و آن نوعی از کشتی است. ج، شوان. (از اقرب الموارد).(ص نسبی) منسوب به شان است که صورتی از شأن باشد بمعنی مرتبه و قدر. (فرهنگ نظام).(از ع، ص) بمعنی دشمن. (غیاث اللغات). مأخوذ از تازی است. رجوع به شانی ء شود.(اِخ) محمد صادق بن مصطفی بن احمددده رومی حنفی معروف به شانی زاده. از قضات است. از اوست: بدائع الصکوک. در سال ۱۲۳۳ هـ . ق. درگذشته است. (از معجم المؤلفین ج ۱۰ ص ۷۹).(اِخ) محمد عطاءاللََّه بن محمدصادق رومی حنفی معروف به شانی زاده. در انواع علوم دست داشت و وقایع عثمانی را به تحریر درآورد. از اوست: اصول الحساب. اصول الهندسه. قانون الجراحین. مرآة الابدان فی تشریح اعضاء الانسان و معیار الاطباء در پزشکی. و در سال ۱۲۴۲ هـ . ق. درگذشت. (از معجم المؤلفین ج ۱۰ ص ۲۹۴).