معنی واژه شانهٔ دست
6 بازدید
[ نَ / نِ یِ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از کف دست باشد. (از بهار عجم). کف دست. (شمس اللغات): تا ز دستم رفت و همزانوی نااهلان نشست شد کبود از شانهٔ دست آینهٔ زانوی من. خاقانی. در بیت ذیل بمعنی فوق و هم بمعنی استخوان کتف و دوش آمده است : ور مرا آینه در شانهٔ دست آید من نقش عنقای سخن ران به خراسان یابم. خاقانی.