معنی واژه شانهکاری
4 بازدید
[ نَ / نِ ] (حامص مرکب) کنایه از درآویختن به کسی باشد یعنی با آن شخص در مقام زد و خورد درآید. (برهان قاطع). درآویختن هر چیز عموماً و درآویختن با کسی تا آن شخص در مقام زد و خورد آید خصوصاً. (بهار عجم) (آنندراج): کمال ار سر ندارد با تو زلفش مشو درهم که آن از شانه کاری است. کمال اسماعیل (از بهار عجم).