معنی واژه شانهزن
7 بازدید
[ نَ / نِ زَ ] (نف مرکب) پیرایندهٔ موها بشانه است. (از بهار عجم). کسی که شانه میکند و مویها را پرداز مینماید. (ناظم الاطباء). خوارکنندهٔ مو به شانه. شانه بر موی زننده. تا خوار و نرم شود و کرکی و گوریدگی برود و تارها از هم باز شود: عنبربویش بصد تجمل از شانه زنان زلف سنبل. محسن تأثیر (از بهار عجم). || که شانه بر موی قرار دهد. که شانه بر گیسو قراردهد تا موی استوار ماند و زیبا نماید. || که در بافتن گلیم و جاجیم و یا حلاجی پنبه آلت چون شانه بکار دارد.