معنی واژه شانهدان
4 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) جای شانه. شانه نیام. قاب شانه. چیزی که در آن شانه نگهدارند. (آنندراج). جلد چرمین و یا فلزین شانه : پیر عشق آنجا بعرسی تازه میکرد آسمان من نصیبه شانه دانی ناگهان آورده ام . خاقانی. این فراویزی و آن بازافکنی خواهد ز من من ز جیب آسمان یک شانه دان آورده ام. خاقانی. گهی شانه دان، گاه کیف برست گهی بقچه و گاه پردهٔ درست. نظام قاری (دیوان ص ۱۷۶). رجوع به شانه نیام شود.