معنی شانده
5 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف) نعت مفعولی از شاندن. رجوع به شاندن شود: از بنفشه مرز او چون شانده بر زنگار نیل از شکوفه شاخ او چون هشته بر مینا گهر. قطران. بدسگال تو رنجه دارد جان شانده در دل ز غم نهال از تو.سوزنی.
کلمات همقافیه با «شانده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر