معنی شامگاهی
6 بازدید
(ص نسبی) منسوب به شامگاه. - ابر شامگاهی؛ ابر که بوقت مغرب برآید. ابر که بوقت فروشدن خورشید و آغازیدن شب بر آسمان پیدا آید و ببارد: همی نثار کند ابر شامگامی دُر همی عبیر کند باد بامدادی آس.منوچهری. - نماز شامگاهی؛ نماز هنگام شام. نماز که بوقت مغرب خوانند. نماز که پس از فروشدن آفتاب و آغاز شدن شب خوانند: نماز شامگاهی گشت صافی ز روی آسمان ابر معکن.منوچهری. و رجوع به نماز شام شود.
کلمات همقافیه با «شامگاهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر