معنی شامک
6 بازدید
[ مَ ] (اِ مصغر) جلیتقه و کرته ای که تا کمر را بپوشاند. (ناظم الاطباء بنقل از اشتنگاس). رجوع به شاماک شود.
کلمات همقافیه با «شامک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر