معنی شالباف
5 بازدید
(نف مرکب) بافندهٔ شال. آنکه شال بافد. جولاهه که شال بافد. (یادداشت مؤلف): نه از شال بافان این روزگارم که کلغر ندانند باز از بریشم. نزاری قهستانی. تا بکی کبر و چند خواهی لاف که منم شالباف سنگین باف. حکیم قاسم کرمانی (خارستان). ای بسا شالباف و تیغ نورد که فلک در بسیط خاک نورد.(خارستان).
کلمات همقافیه با «شالباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر