معنی شافعی
7 بازدید
[ فِ ] (ص نسبی) نسبت به جد اعلی و او جد امام ابوعبداللََّه محمدبن ادریس بن العباس بن عثمان بن شافع بن السائب بن عبیدبن عبدیزیدبن هشام بن عبدالمطلب بن عبدمناف الشافعی است. جماعتی از بنی اعمام امام شافعی نیز بهمین نسبت منسوبند. (از لباب الانساب).[ فِ ] (ص نسبی) مذهب شافعی و آن یکی از مذاهب اربعهٔ اهل سنت منسوب به امام شافعی است. رجوع به شافعی محمدبن ادریس و شافعیه شود: مذهب شافعی از خواجه بیفزود شرف حجت شافعی از خواجه قوی گشت بیان. فرخی. شافعی مذهب و پاکیزه که روزی صدبار شافعی را شود از مذهب او شاد روان. فرخی. به قول صاحب تبصرة العوام اصحاب شافعی شش فرقت باشند. فرقت اول از اصحاب شافعی مشبهی باشند و در تشبیه غلو کنند مثل اهل همدان و کَرِّه و بروجرد و اصفهان و یزد و هرات و سلماس و شیراز و غیر آن، فرقت دوم که ایشان خود را سلفی خوانند، این قوم به تشبیه نزدیک باشند الا آنکه غلو نکنند، فرقت سوم خوارج باشند و رئیس ایشان حسین کرابیسی بود... و جملهٔ خوارج بصره و مرباط و عمان و اسفراین شافعی (کرابیسی) باشند... فرقت چهارم از اصحاب شافعی معتزلی باشند و رئیس ایشان ماوردی بود و راغب اصفهانی مؤلف کتاب محاضرات، و این مشهور است و درزمان ما آنچه میدانیم قصبه ای هست از اعمال خوزستان میان بصره و عسکر مکرم که آن را مفردات خوانند، جمله معتزلی باشند و مذهب شافعی دارند و در قدیم اهل ارجان از بلاد پارس جمله معتزلی بودند شافعی مذهب، و بعضی از اهل پسا، و هنوز در این زمان در شیراز کاروانسرایی هست خراب که وقف عدلیان پسا بوده است. فرقت پنجم از اصحاب شافعی اشعری باشند... فرقت ششم از اصحاب شافعی یزیدی اند و ایشان هم مشبهیند و هم خارجی و یزید را خلیفهٔ پنجم خوانند... چون از این جماعت تفسیر طلبی و گویی این خلفا کدامند گویند ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه و یزید از شهرزور تا بلاد شام هر گروهی که باشند این اعتقاد دارند و لشکر شام هر که در او باشند، الا آنکه روز آدینه در خطبه در شهرها نام علی درآرند و با نام ابوبکر و عمر و عثمان یاد کنند و خواص و فقهای ایشان پیش مخالفان ایشان اظهار نکنند که یزید را خلیفهٔ پنجم دانیم و عوام احتراز از مخالفان نکنند. (از تاریخ ادبیات در ایران، تألیف صفا ج ۲ صص ۱۴۵ -۱۴۶). بقول صاحب کتاب النقض مجبره و اشاعره و کلابیه و جهمیه و مجسمه و حنابله و مالکیه و غیر آن خود را از جملهٔ شافعی خوانند، و بفقه او کار کنند علی خلاف فیه بینهم. (از تاریخ ادبیات در ایران ج ۲ صص ۱۴۳ -۱۴۴). از قول صفدی منقول در کتاب «الغیث المسجم» آمده که اکثر شافعیه اشعری اند. (ضحی الاسلام ج ۳ ص ۷۱). علاوه بر مشاهیر شافعیه و اصحاب امام شافعی از شافعیان معروف که در آثار متقدمان و متأخران از جمله در عیون الانباء، معجم الادباء، لباب الانساب، تاریخ بخارا، تاریخ بیهقی، تاریخ جهانگشا، تبصرة العوام، تاریخ الحکمای قفطی، تاریخ گزیده، تاریخ حبیب السیر، طبقات الشافعیة، الاوراق، غزالی نامه، احوال و آثار رودکی، خاندان نوبختی و تاریخ ادبیات در ایران تألیف دکتر صفا و کتب دیگر از آنان نامبرده شده رجوع نمائید. و رجوع شود به شافعی محمدبن ادریس و شافعیه و مذهب شافعی.[ فِ ] (ص نسبی) پیرو مذهب شافعی. ج، شافعیه و شوافعة؛ یقال «رجل شافعی و مذهب شافعی و رجال شوافعة». (اقرب الموارد). رجوع به شافعیة و شافعی (محمدبن ادریس) شود: از شافعی و مالکی و قول حنیفی جستیم ز مختار جهانداور رهبر. ناصرخسرو.[ فِ ] (اِخ) احمدبن محمد، ملقب به نجم الدین، معروف به تمولی. رجوع به احمدبن محمد شود.[ فِ ] (اِخ) احمدبن محمد حکیم. طبیب معاصر. او راست: «بلاغ الامنیة بالحصول الصحیته» در صفت بیماریها و طرق پیشگیری آنها. (معجم المطبوعات).[ فِ ] (اِخ) الدکتور محمدبک. از اطبای مصری معاصر که بریاست دانشکدهٔ پزشکی نیز رسید و کتبی در علم طب تألیف کرد. از آنجمله است: ۱ -احسن الاغراض فی التشخیص و معالجة الامراض. ۲ - الدررالغوال فی معالجة امراض الاطفال. ۳ - السراج الوهاج فیما یتعلق بالتشخیص و العلاج. ۴ -کنوزالصحة و یواقیت المسخة. (معجم المطبوعات).[ فِ ] (اِخ) نام و نسب: محمدبن ادریس بن عباس بن عثمان بن شافع بن سائب بن عبیدبن یزیدبن هاشم بن عبدالمطلب بن عبدمناف قرشی مطلبی، مکنی به ابوعبداللََّه. و این هاشم که در نسب شافعی است نیای پیامبر یعنی هاشم بن مناف نیست بلکه برادرزادهٔ اوست نسب وی از دو سو به عبدمناف میرسد چنانکه از سوی پدر مطلبی و از سوی مادر هاشمی است. و مادر وی از قبیله ازد است شافعی در سال ۱۵۰ هـ . ق. که سال درگذشت ابوحنیفه است به جهان آمد بلکه بنوشتهٔ یاقوت در معجم الادباء در همان روز وفات نعمان بن ثابت وی متولد شد. خاقانی در این باره گوید: اول شب بوحنیفه درگذشت شافعی آخر شب از مادر بزاد. دربارهٔ تولد وی و طول مکث او در شکم مادر افسانه های بسیاری آورده اند.دربارهٔ زادگاه او سه قول است و سه جایگاه: عسقلان، یمن و غزه را زادگاه وی دانسته اند و اصح غزه است. و اصطخری نیز بر همین قول است. شافعی در کودکی پدر را از دست داد، در دوسالگی به مکه رفت و در آنجا با تنگدستی در دامان مادر پرورش یافت با بادیه نشینان تازی و قبایل فصیح آنان حشر داشت و بدین سبب دربارهٔ اشعار شاعران بزرگ عرب و لغت عربی فصیح معلومات عمیقی بدست آورد و نیز وی در مکه در نزد بزرگانی چون سفیان بن عیینه (۱۹۶ هـ . ق.) و دیگران فقه آموخت، در نوجوانی به مدینه رفت و نزد مالک بن انس شتافت و از او کسب دانش کرد و تا سال درگذشت مالک (۱۷۹ هـ . ق.) در آنجا بماند آنگاه به یمن رفت و در آنجا به علویان انس گرفت و سرانجام با گروهی از آنان دستگیر شد و هارون وی را در رقه عفو کرد و از آن پس با حنفی مشهور محمدبن حسن شیبانی ارتباط یافت (۱۷۹ هـ . ق.) و از او فقه را به روش عراقیان آموخت و جامع علم اصحاب حدیث و اصحاب رای شد. در سال ۱۸۸ هـ . ق. از حران و سوریه گذشت و به مصر رفت و در آنجا نخست در جرگهٔ شاگردان مالک درآمد. در سال ۱۹۵ هـ . ق. به بغداد رفت و در آنجا به تعلیم پرداخت در ۲۸ شوال ۱۹۸ هـ . ق. به مصر رفت و بار دیگر به مکه بازگشت و آنگاه باز در سال ۲۰۰ هـ . ق. به مصر رهسپار شد و تا پایان عمر در آنجا بماند. شافعی به قول مشهور در سلخ رجب سال ۲۰۴ هـ . ق. در ۵۴ سالگی یا بگفتهٔ یاقوت در ۵۸ سالگی به فسطاط درگذشت و در پای جبل مقطم در قرافة الصغری در مقبرهٔ بنی زهره مدفون گردید. مهمترین اثر وی کتاب الام است که مجموعه نوشته های او بشمار میرود و فهرست آثارش در معجم الادباء و کشف الظنون و منابع دیگر آمده است. در مناقب او کتابها نوشته اند چون: کتاب مناقب الشافعی ابن خطیب رازی. علامه بیهقی و داود ظاهری نیز در فضایل وی کتابها پرداخته اند. رجوع به دائرة المعارف اسلامی، نامهٔ دانشوران ج ۷، روضات الجنات، وفیات الاعیان ابن خلکان ج ۲ صص ۱۹ -۲۱ تذکرة الاولیاء ج ۱ ص ۲۰۹ و صص ۲۱۴ تاریخ ادبیات در ایران ج ۱ ص ۷۸، ریحانة الادب ج ۲ ص ۲۸، تاریخ علوم عقلی دکتر صفا ص ۱۴۵، خاندان نوبختی ص ۴۰ و ۸۵، المعرب جوالیقی حاشیهٔ ص ۱۵۳ و ص ۲۲۹، کشف المحجوب هجویری ص ۱۴۴، احکام الحسبة ص ۲۰۳ و موارد بسیار دیگر، فیه مافیه ص ۶۷، النقود العربیه ص ۸۰، التفهیم حاشیه ص ۲۹۹، احیاء العلوم غزالی و عیون الانباء ج ۲ ص ۲۹، سیرة عمربن عبدالعزیز ص ۶۰ و ص ۱۶۵، تاریخ الخلفاء ص ۲۳۴ و ۱۶۸ و ۲۲۱، کشاف زمخشری، تفسیر کبیر فخر رازی، ضحی الاسلام ج ۳ ص ۲۶۵ و ص ۸۲، طبقات الشافعیه ج ۱ ص ۶۴۱، عقدالفرید ج ۷ ص ۱۱۲، عیون الاخبار ج ۲ حاشیهٔ ص ۲۱۱، تاریخ سیستان حاشیهٔ ص ۱۵۸، نزهة القلوب ج ۳ صص ۲۵۰ -۲۵۲ -۲۹۵، فهرست اعلام حبیب السیر معجم المطبوعات و محمدبن ادریس شود. در اشعار شاعران متقدم ایران از شافعی بمناسبت یاد شده و ما نمونه هایی از آنها را در اینجا نقل می کنیم : ور تو فقیهی و سوی شرع گرایی شافعی اینکت و بوحنیفه و سفیان.رودکی. می جوشیده حلال است سوی صاحب رای شافعی گوید شطرنج مباح است بباز. ناصرخسرو. از شافعی و مالکی و قول حنیفی جستیم ز مختار جهانداور رهبر. ناصرخسرو. شافعی گفت که شطرنج مباح است مدام کج مبازید که جز راست نفرموده امام. ناصرخسرو. زان بوحنیفه مرتبت شافعی بیان چون مصر و کوفه بود نشابور ز احترام. خاقانی. رکن خوی حبر شافعی توفیق رکن ری صدر بوحنیفه شعار.خاقانی. شافعی بینم و در دست هر انگشتی از او مالک و احمد و نعمان به خراسان یابم. خاقانی. عشق را بوحنیفه درس نگفت شافعی را در او درایت نیست.سنائی. حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید از شافعی مپرسید امثال این مسائل.حافظ. - مذهب شافعی؛ مذهب امام شافعی به شرح زیر است: مکتب مالک (سابق) مکتب ابوحنیفه (سابق) شافعی زعفرانی -کرابیسی -بویطی -فرنی - ابوثور -ابن حنبل -ربیع مرادی ابوعبید قاسم بن سلام در مصر. لغوی در عراق <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۴۰۲۱۰۱>... و شرح این معنی آنکه: اصول اجتهاد در مذهب شافعی را میتوان در دو مذهب مالک و ابوحنیفه جست زیرا شافعی در شهر مدینه دیرزمانی در ملازمت مالک بود و فقه و مذهب او را تحصیل کرد و پس از آن در سال ۱۸۴ هـ . ق. به بغداد رفت و فقه حنفی را بوسیلهٔ اصحاب ابوحنیفه بیاموخت. شافعی در آغاز امر از اتباع مالک بشمار میرفت زیرا در نزد وی شاگردی کرده بود و علاوه بر این موطأ را درس میداد ولی پس از مسافرت به عراق و خواندن کتاب اوسط ابوحنیفه و تدریس مذهب او و یارانش و برخورد مسائلی که در حجاز نبود آراء نوینی برای او پیدا شد که با نظریات سابقش مخالف بود. از اینرو رویهٔ اهل حجاز را با طریقهٔ اهل عراق ممزوج کرد و در مسائل بسیاری با مذهب استادش مالک مخالفت کرد و در مدت چهار سال استنباطات جدیدی برای او دست داد و مذهب قدیمش را جرح و تعدیل و خلاصه و تنقیح و مذهب جدیدش را تحریر و مهذب ساخت. اصل در مدارک اجتهاد بمذهب شافعی قرآن و سنت است و اگر سنتی نبود بر وفق قرآن و سنت قیاس باید کرد. اگر حدیثی متصل از رسول اکرم موجود باشد و آن صحیح بود سنت است. اجماع از خبر واحد مهمتر است. حدیث را باید بنظایر آن حمل کرد اگر ظاهر حدیث محتمل چند معنی باشد آن معنی که ظهور بیشتر دارد مقدم است. اگر حدیثها با هم معارض باشد صحت اسناد مرجح است. به احادیث منقطع نباید ترتیب اثر داد. جز منقطع ابن مسیب. بر اصل نمیتوان قیاس کرد. (قیاس تنها بر قرآن و سنت است). در اصل لم و کیف نیست (بحث و استدلال). بلکه این بحث مختص فرع است. اگر بتوان فرع را بر اصل قیاس کرد صحیح و حجت است. (از ضحی الاسلام احمد امین ج ۲ صص ۲۱۸ -۲۲۷). و برای اطلاع بیشتر از مذهب شافعی رجوع به کتابهای: تنقیح اللباب تألیف امام ابوزرعه و شرح آن، تحفةالطالب ابویحیی قاضی زکریا انصاری خزرجی شافعی، شرح روض شیخ الاسلام قاضی زکریا شرح نهج غرر بهیه از همین مؤلف، انوار یوسف اردبیلی شافعی، شرح تحفة المنهاج شهاب الدین احمدبن حجر هیثمی، فتح الجوار ابن حجر، مغنی المحتاج خطیب شربینی؛ بدایة المجتهد و نهایة المقتصد محمدبن احمد قرطبی، خلاف شیخ ابوجعفر طوسی در مذاهب خمسه. شرح دسوقی بر مختصر خلیل بن اسحاق، بحرالرایق، شرح کنزالدقایق حنفی بن نجیم، فقه مذاهب اربعه هیأت علمیهٔ الازهر، شرح جلال محلی بر منهاج و راهنمای مذهب شافعی شیخ الاسلام کردستانی و نیز رجوع به شافعیه شود.
کلمات همقافیه با «شافعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر