معنی شافتن
7 بازدید
[ تَ ] (مص) له شدن و فرسوده شدن. (شعوری). || شکستن . || کهنه شدن . || پیر شدن . (ناظم الاطباء). || ریزه ریزه کردن. (ناظم الاطباء). بصورت غبار درآوردن . || شنا کردن . || شکافتن. ترکیدن .
کلمات همقافیه با «شافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر