معنی شاغر
7 بازدید
[ غِ ] (ع اِ) نام گشنی از شتران. (منتهی الارب). فحل من آبال العرب. (اقرب الموارد). || (ص) بلد شاغر؛ بعید من الناصر و السلطان. (اقرب الموارد). مکان شاغر؛ جای خالی از مانع و نگهبان. (ناظم الاطباء). رجوع به شاغره شود.
کلمات همقافیه با «شاغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر