معنی شاعری

معنی شاعری

7 بازدید
[ عِ ] (حامص) صفت شاعر. صنعت شعر گفتن. (ناظم الاطباء). کار و عمل شاعر. سخن سرایی از چکامه گویی و غزلسرایی و قصیده گویی و مثنوی سازی و گفتن دیگر انواع شعر: چون معانی جمع گردد شاعری آسان بود. عنصری. بدین فصاحت و این علم شاعری که تراست مکوش خیره، کش ابریز کردی و اکسیر. غضایری. شاعری عباس کرد و حمزه کرد و طلحه کرد جعفر و سعد و سعید و سید ام القری. منوچهری. گو بیایند و ببینند این شریف ایام را تا کند هرگز شما را شاعری کردن کری. منوچهری. نگر نشمری ای برادر گزافه بدانش دبیری و نه شاعری را. ناصرخسرو. چرا بشعر مجرد مفاخرت نکنم ز شاعری چه بد آید جریر و اعشی را. ظهیرفاریابی. بچشم عقل نظر می کنم یمین و یسار ز شاعری بتر اندر جهان ندیدم کار. کمال الدین اسماعیل. در بارگاه خاطر سعدی خرام اگر خواهی ز پادشاه سخن داد شاعری.سعدی. مرا بشاعری آموخت روزگار آنگه که چشم مست تو دیدم که ساحری آموخت. سعدی. تشاعر؛ شاعری نمودن کسی که شاعر نباشد. - امثال: شاعری چیست بر در دونان خانه ای کرد و حکمت یونان. اوحدی (از امثال و حکم دهخدا). شاعری نیست پیشه ای که از آن رسدت نان بتره تره بدوغ. ابن یمین (از امثال و حکم دهخدا). || آگاهی بنفس. دانندگی. دریافتن.

کلمات هم‌قافیه با «شاعری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید