معنی شاعرپروری
7 بازدید
[ عِ پَ رْ وَ ] (حامص مرکب) عمل شاعرپرور. پروردن شاعر. پرورش شاعر. حمایت از شاعر. برکشیدن شاعر و تربیت کردن وی : کام و رای او ز عالم هست شاعرپروری شاعران را مدح او گفتن بگیتی کام و رام. سوزنی.
کلمات همقافیه با «شاعرپروری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر