معنی شاعرباره
6 بازدید
[ عِ رَ / رِ ] (ص مرکب) دوست دارندهٔ شاعر. (آنندراج): نیست شهرت طلب و خسرو شاعرباره تا به بیت و غزل و شعر روان بفریبم. مولوی.
کلمات همقافیه با «شاعرباره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر