معنی شاطری
8 بازدید
[ طِ ] (حامص) عمل شاطر. چستی. چالاکی. شوخی. بیباکی. شطارت : بخون خلق فروبرده بود پنجهٔ کین ندانمش که بقتل که شاطری آموخت. سعدی.[ طِ ] (اِخ) محمدبن عبدالوهاب بن محمدبن محمدبن علی المتوکل بن عمرالکاتب الشاطری، معروف به ابن الشاطر بغدادی و مکنی به ابوطاهر. و آن نسبت اجدادی است و این شاطری از ابوحفص بن شاهین و ابوالحسن علی بن عمرالحربی حدیث شنید و خطیب ابوبکر از وی سماع کرد و گوید که وی صدوق بود. وی در ماه رمضان سال ۳۷۵ هـ . ق. تولد یافت و در ماه ربیع الاول سال ۴۵۲ هـ . ق. درگذشت. (لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «شاطری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر