معنی شاطربچه
5 بازدید
[ طِ بَ چْ چَ / چِ / بَ چَ / چِ ] (اِ مرکب) شاطر خردسال. خدمتگزار اندک سال. ریدک خواب نادیده. شاطربچگان در حضور سلاطین زنگوله به دور کمر می آویختند.
کلمات همقافیه با «شاطربچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر