معنی شاشیدن

معنی شاشیدن

6 بازدید
[ دَ ] (مص) کمیز کردن. (شرفنامهٔ منیری). بول کردن و کمیز کردن باشد. (برهان قاطع) (شعوری). پیشاب کردن. میزیدن. میختن. آب تاختن. پیشاب ریختن. زهراب ریختن. آب انداختن. (در ستوران). جیش کردن. (در اطفال). چامیدن. ادرار کردن. شَفشَفَه. انتضاح. (منتهی الارب): گفت این گربه بر صوفیی ما شاشید. (اسرار التوحید). تفشیج؛ پا از هم دور نهادن جهت شاشیدن. (منتهی الارب). - پس شاشیدن؛ در زبان محاوره تنزل کردن. (فرهنگ نظام). - امثال: مثل شتر پس میشاشد؛ رو به انحطاط و تنزل میرود. رجوع به امثال و حکم دهخدا شود. اگر نشاشیدی شب دراز است. (فرهنگ نظام). به زمین سفت نشاشیدی که برویت ورپاشد. (فرهنگ نظام)؛ هنوز مواجه با مشکل و مانع نشده ای. بوته ای نشاشیده نگذاشته. (فرهنگ نظام)؛ همه را گند زده. || غایط افکندن. ریدن. ریستن. || فروریختن آب و شراب و امثال آن باشد. (فرهنگ جهانگیری) (شعوری ج ۲ ورق ۱۳۰). فروریختن آب و شراب و امثال آن که پیشاب گویند. (انجمن آرای ناصری). ریختن. (ناظم الاطباء). معنی اصلی شاشیدن ریختن آب و هر مایع است که در اوستا «شیچ» بوده و در سنسکریت «سیچ». (فرهنگ نظام). و رجوع به شاریدن شود. || ترشح کردن. (برهان قاطع). چکیدن. (ناظم الاطباء). آب زدن. پاشیدن. رَشّ. نَضح. || ترشدن به آب. (شرفنامهٔ منیری). تر شدن. (برهان قاطع) (شعوری ج ۲ ص ۱۳۰).

کلمات هم‌قافیه با «شاشیدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید