معنی شاشک
5 بازدید
[ شَ ] (اِ) شارشک. شاشاک. شاشنگ. شوشک. مرغکی است ضعیف که آن را تیهو و سوسک و شوشک و شیشو نیز گویند. به تعریبش تیهوج خوانند. (شرفنامهٔ منیری). بمعنی شوشک است. (اوبهی). تیهو را گویند. (فرهنگ جهانگیری). تیهو باشد و آن جانوری است شبیه به کبک لیکن از آن کوچک تر میشود. (برهان). مرغی است بنام تیهو. (شعوری). || رباب چهارتاره را نیز گویند. (شرفنامهٔ منیری). ربابی باشد چهار تاره. (فرهنگ جهانگیری). رباب را نیز گویند و آن سازی است معروف و مشهور. (برهان). چارتار. (شعوری از مجمع الفرس). || نام نوایی از موسیقی. رجوع به شارشک و شاشنگ شود. || نام حیوانی شبیه به میمون. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شاشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر