معنی شاسپرم
7 بازدید
[ پَ رَ ] (اِ مرکب) یکی از انواع ریحان که او را اسپرغم گویند. (فرهنگ سروری). بمعنی اسپرغم است که نوعی از ریحان باشد. (برهان). مطلق ریحان. (شعوری). او را شاهسپرم نیز گویند. (فرهنگ سروری). همان شاه اسپرم است. (انجمن آرای ناصری). اسپرغم است که شاهسفرم نامند. (فهرست مخزن الادویه). ضیمران. ضومران : بنهٔ شاسپرم تا نکنی لختی کم ندهد رونق و بالیده و بویا نشود.منوچهری. تاک رز باشدمان شاسپرم برگ رز باشد دستار شراب. منوچهری. آن برگهای شاسپرم بین و شاخ او چون صدهزار همزه که برطرف مد بود. منوچهری. و رجوع به شاداسپرم، شاه اسپرم، شاه اسفرهم، شاه اسفرغم، شاهسپرغم، شاهسفرم، شاهسپرهم و شاه اسفر شود.
کلمات همقافیه با «شاسپرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر