معنی شازب
7 بازدید
[ زِ ] (ع ص) درشت. (منتخب اللغات). خشن. (اقرب الموارد). جای درشت. (منتهی الارب). طریق شازب؛ راه درشت. (ناظم الاطباء). || خشک لاغر. (منتخب اللغات). صامر الیابس. (اقرب الموارد). لاغر و خشک از اسب و جز آن. (منتهی الارب). اسب باریک میان. (شمس اللغات). ج، شُزَّب، شَوازِب. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شازب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زب» برای سرودن شعر