معنی شاریده
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف) جاری شده. ریخته. رجوع به شاریدن شود. || منفجر، انفجار، شاریده شدن آب. (المصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «شاریده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر