معنی شارکالی شاری

معنی شارکالی شاری

6 بازدید
(اِخ) نام پادشاه آکاد و نوهٔ نارام سین (۲۷۱۱ -۲۶۸۸ ق. م.) است. در یکی از سالنامه های او اشاره به لشکرکشی برای دفع گوتیان شده است. در سالنامهٔ دیگر آمده است: «من پادشاه گوتی را که شرلک نام داشت اسیر کردم». لیکن باوجود کشته شدن سردار گوتیان به دست شارکالی شاری، اینان از حمله باز نایستادند و خود شارکالی شاری شکار ایشان گردید. اندک زمانی پس از وفات او در بلاد بین النهرین هرج و مرجی بزرگ پدید آمد و در این عصر حکومتهای بابل و ایلام بزیر سیل مهاجمین گوتی مستغرق شدند. (از کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او صص ۲۸ -۲۹).

کلمات هم‌قافیه با «شارکالی شاری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید