معنی شاره

معنی شاره

5 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ) دستاری بود چندانکه چادری، و از هندوستان آرند. (صحاح الفرس). دستار هندویان بود. (اوبهی). دستار باشد. (معیار جمالی). دستار اهل هند باشد و آن را به هندی چیره (ظاهراً به یای مجهول) گویند. (فرهنگ جهانگیری). دستار هندوستانی باشد که به زبان هندی چیره گویند. (برهان). دستار بزرگ مقابل (به اندازهٔ) چادری، که از هند آرند. (از فرهنگ سروری). دستار منقش که در هندی چیره گویند. (آنندراج). دستار بزرگ. (فرهنگ خطی): ای شاره نهاده برستاره کشنید ستاره زیر شاره. منجیک (از صحاح الفرس). ز سر شارهٔ هندوی برگرفت برهنه شد و دست بر سر گرفت. فردوسی (از فرهنگ جهانگیری). ز گفتار او ماند شنگل شگفت ز سر شارهٔ هندوی برگرفت. فردوسی (از فرهنگ جهانگیری). یکی شاره سربند پیش آورید همه تار و پود اندرو ناپدید.فردوسی. رست او بدان رکو و نرستم من بر سر نهاده هیجده گز شاره پس حیلتی ندیدم جز کندن از خانمان خویش بیک باره.ناصرخسرو. || چادری باشد رنگین بغایت تنک و نازک بود و زنان بیشتر از آن لباس سازند و کرتهٔ فانوس هم کنند و آن را شار نیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری). چادری رنگین و بغایت نازک را نیز گفته اند که بیشتر زنان هندوستان جامه کنند و جامهٔ فانوس نیز سازند. (برهان). پارچهٔ تنک که از هند آرند. (رشیدی). چادری، که از هند آرند. (از فرهنگ سروری). لباس اهل هند. (فرهنگ سروری) (فرهنگ خطی). ساری : و از خالهین (به هندوستان) جامهٔ مخمل و شاره و داروهای بسیار خیزد. (حدود العالم). ربینک شهری است آبادان (به هندوستان) و از او جامه های شاره خیزد. (حدود العالم). وز شارهٔ ملون و پیرایهٔ بزر آنجا یکی خورنق و آنجا یکی ارم.فرخی. و آن دو جام زرین مرصع بجواهر بود با یاره های مروارید... و تختهای قصب گوناگون و شاره و مشک و عود و عنبر... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۱۷). دویست میل شاره بغایت نیکوتر از قصب. (ایضاً ص ۲۹۶). یکی زربفتش دهد خسروی یکی شاره ها بافدش هندوی. (گرشاسب نامه). چه مخمل چه شاره چه خز و حریر چه دینار و دیباچه مشک و عبیر. (گرشاسب نامه). پر از شاره و تلک و خز و پرند هم از مخمل و هر طرایف ز هند. (گرشاسب نامه). تن همان خاک گران و سیه است ار چند شاره و ابفت کنی قرطه و شلوارش. ناصرخسرو. و رجوع به شار و شارستانی و ساره و ساری شود. || جامهٔ باریک. (آنندراج). فوطهٔ هندی و افغانی : ز من بدره و هدیهٔ زابلی بیابید و هم شارهٔ کابلی.فردوسی. || آن جامهٔ لعل تنک که گرد شمع در پیچند تا باد نکشد. (شرفنامهٔ منیری). جامهٔ فانوس. جامهٔ سرخ که گرد شمع پیچند تا باد نکشد. (فرهنگ سروری). پیراهن فانوس. (رشیدی). - شارهٔ لعلی؛ صاحب انجمن آرا کنایه از گل سرخ دانسته و بیتی از خود در صفت زمستان گفته شاهد آن آورده است.
[ رَ ] (اِخ) دیهی است از دهستان کراب. بخش حومهٔ شهرستان سبزوار واقع در ۳۷۵۰۰ گزی شمال باختری سبزوار و چهارهزارگزی باختر جادهٔ عمومی خسروگرد به نقاب. موقع طبیعی آن دامنه و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۶۶۲ تن است. از آب چشمه مشروب میشود. محصولات عمدهٔ آن غلات، بنشن و میوه جات و شغل اهالی آن زراعت است. راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹). اهل قلم آن را به گمان خود تصحیح کرده و شوره مینویسند. (تاریخ بیهق، شرح و توضیحات بهمنیار ص ۳۳۸).
[ رَ ] (اِخ) (کوه...) در شمال غربی سبزوار آخر بلوک کراب است. (تاریخ بیهق، شرح و توضیحات بهمنیار ص ۳۳۸).
[ رِ ] (اِخ) نام سردار آتنی که در حدود ۴۰۰ -۳۳۰ ق. م. در شهر کرونه مغلوب فیلیپ گردید. وی از فرماندهان واقعی قوای چریکی بشمار میرود.
[ رِ ] (اِخ) مجسمه ساز یونانی از اهالی لیندو (جزایر رودس) شاگرد لیزیپ است مجسمهٔ عظیم الجثهٔ مفرغی آپولون که به مجسمهٔ غول پیکر رودس معروف و یکی از عجائب سبعهٔ عالم بشمار است؛ در مدخل خلیج رودس بر پا بوده و بر اثر زمین لرزه ای واژگون گشته اثر او است. این اثر به اوایل قرن سوم قبل از میلاد تعلق دارد.

کلمات هم‌قافیه با «شاره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید