معنی شارمار
6 بازدید
(اِ مرکب) نوعی از مار بزرگ و عظیم باشد. (برهان). مرکب از: شار +مار. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). مار بزرگ. (رشیدی). مار سخت بزرگ. (شرفنامهٔ منیری) (سروری). برغمان : شور مورند حسودانش اگر چه گه لاف شارمارند و نفربا نفر آمیخته اند.خاقانی. رجوع به شار در معنی بزرگ شود.
کلمات همقافیه با «شارمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر