معنی شارل دهم
7 بازدید
[ لِ دَ هُ ] (اِخ) نوادهٔ لوئی پانزدهم و آخرین پسر لوئی فرزند ارشد لوئی پانزدهم و برادر لوئی شانزدهم و لوئی هجدهم. مادرش ماری ژوزف دوساکس میباشد. وی به سال ۱۷۵۷ م. در ورسای تولد و به سال ۱۸۳۶ م. وفات یافت. در سال ۱۸۲۴ م. بجای لوئی هجدهم بر تخت سلطنت فرانسه نشست. عدم متانت از مختصات اخلاقی او به شمار می رفت، به سال ۱۷۸۹ م. مهاجرت کرد. اجرای قانون هتک حرمت مقدسات، پرداخت غرامات به مهاجران، قانون ضد آزادی مطبوعات، نفوذ یسوعیان و انجمن کاتولیک ها، به هنگام وزارت ویلل تنفر عام را نسب به این پادشاه برانگیخت و این نفرت عمومی را پیروزی ناوارن و جلوس مارتیناک در سال ۱۸۲۸ م. بر مسند وزارت تخفیف نداد. مجلس که به کابینهٔ پولینیاک عدم اعتماد کامل ابراز داشته بود بفرمان او منحل شد لیکن نتیجهٔ انتخابات بعدی به نفع مخالفان و اقلیت بود. فرامین ژوئیهٔ ۱۸۳۰ که انحلال مجلس را پیش از تشکیل اعلام میداشت و قانون اساسی را تغییر می داد و آزادی مطبوعات را ملغا میساخت موجب بروز انقلاب سال ۱۸۳۰ و جلوس لوئی فیلیپ به تخت سلطنت گردید و اندکی پیش از این تاریخ واقعهٔ تصرف شهر الجزیرهٔ اتفاق افتاده بود.[ لِ دَ هُ ] (اِخ) شارل گوستاو. جانشین کریستین ملکهٔ سوئد است. وی به سال ۱۶۲۲م. تولد و به سال ۱۶۶۰ م. وفات یافت.
کلمات همقافیه با «شارل دهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر