معنی شاررن
6 بازدید
[ رُ ] (اِخ) پیر. دانشمند علم الاخلاق فرانسوی متولد در شهر پاریس (۱۵۴۱ -۱۶۰۳ م.). وی وکیل دعاوی و عضو کانون وکلا بود. در اثر خود موسوم به «رسالهٔ عقل» تتبعات مونتنی را بوجه ناهنجاری اقتباس نموده است.
کلمات همقافیه با «شاررن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر