معنی شاردة
6 بازدید
[ رِ دَ ] (ع ص) تأنیث شارد، رمنده. رموک. حوشی. وحشیه. ج، شوارد. رجوع به شارد شود. || سائره: قافیهٔ شاردة، بمعنی قصیدهٔ سائره در بلاد و مراد از قافیه در اینجا قصیده است باعتبار تسمیهٔ کل بنام جزء. ج، شوارد و شُرَّد. (اقرب الموارد). || نادر و غریب: شوارداللغة در نزد عرب زبانان بمعنی غرائب و نوادر لغات است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شاردة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر