معنی شاذلی

معنی شاذلی

6 بازدید
[ ذِ ](ص نسبی) منسوب به شاذله است. رجوع به شاذله شود.
[ ذِ ](ص نسبی) منسوب است به فرقهٔ شاذلیه : انا شاذلی ما حییت و ان امت فمشورتی فی الناس ان یتشدلوا. ابوالحسن علی بن عمرالقرشی المخائی الشادلی (از تاج العروس ذیل ش دل). رجوع به شاذلیه شود.
[ ذِ ](اِخ) داودبن عمربن ابراهیم شاذلی اسکندری از اکابر فقهای مالکیه بوده و اصول تصوف را نیز از شیخ تاج الدین بن عطاءاللََّه فرا گرفته. از اوست است: مختصر تلقین قاضی عبدالوهاب و مختصر الجمل زجاجی. وی به سال ۷۳۳ هـ .ق. در اسکندریه درگذشت. (از ریحانة الادب).
[ ذِ ](اِخ) عبدالقادربن حسین بن علی الشاذلی. رجوع به عبدالقاربن حسین بن علی الشاذلی شود.
[ ذِ ] (اِخ) علی بن عبداللََّه بن عبدالجبار... مکنی به ابوالحسن استاد گروه شادلیهٔ صوفیهٔ اسکندریه. (منتهی الارب ذیل ش د ل). و در تاج العروس ترجمهٔ مفیدی از وی آمده است از جمله در وجه معروف شدن او به شادلی نویسد: سید القطب الامام ابوالحسن علی بن عبداللََّه بن عبدالجباربن تمیم بن هرمزبن... عبداللََّه بن الحسن بن الحسن بن علی بن ابیطالب الحسنی الادریسی الشادلی قدس سره استاد طایفهٔ علیه شادلیه از صوفیهٔ اسکندریه است. چون از مغرب وارد افریقیه شد در شادله فرودآمد و شیخ مشایخ، ابوعلی الحسن بن مسعود الیوسی در شرح دالیهٔ خود این قول را رد کرده و گفته است که شیخ ابوالحسن علی بن عبدالجبار الزرویلی از این باب به شادلة منسوب گردید که در آن بعبادت مشغول بود و از مردم شادلة نبوده است... در سنهٔ ۵۹۱ و به قولی ۵۹۳ هـ .ق. در قریهٔ غمارة از قراء افریقیه در نزدیکی سبته ولادت یافت سپس به تونس منتقل گردید و در شادلة از قرای افریقیه سکونت گزید... و به سال ۶۵۶ در ماه ذی القعده یا شوال در صحرای عیذاب در گذشت... شیخ امام العارف ابوالعباس سیدی احمدبن ناصر در رحلهٔ خود از کتاب الاذکار مقریزی نقل کرده که شاذلی بضم ذال معجمه است لیکن معمولا جز به کسر نمی آورند. و شاذلی به ضم ذال را شاذ (نادر) لی (برای من) یا (انت الفرد فی خدمتی) تفسیر توان کرد. و در این که شاذلی نزد چه کسانی تلمذ کرده اقوال مختلف است. قشاشی در سمط المجید آرد که وی بلاواسطه از ابومدین کسب عرفان کرده و این قول مقبول تاریخ است. و امام ابوالحسن نزد ابوالفتح الواسطی شیخ مشایخ الرفاعیه در مصر نیز تعلم کرده است. (از تاج العروس ذیل ش دل). مرحوم قزوینی در حاشیهٔ شدالازار در شرح حال او چنین آورده است: ابوالحسن علی بن عبداللََّه بن عبدالجبار مغربی شاذلی از اشهر مشایخ عرفا و متصوفه در قرن هفتم هجری و مؤسس طریقهٔ شاذلیه منتشر در مصر و شام و مغرب و یمن، اصل وی از بلاد مغرب بوده و در قریهٔ غماره از قرای شمال افریقا نزدیک شهر معروف سبته واقع در ساحل جنوبی مدیترانه محاذی جبل الطارق که بر ساحل شمالی تنگه ای معروف به همین اسم است در حدود سنهٔ ۵۹۳ متولد شد، و پس از تکمیل علوم شرعیه در قریهٔ شاذله از محال تونس به تعبد و ارشاد پرداخت و پس از آن به اسکندریه منتقل گردید و در آنجا توطن اختیار نمود و تا آخر عمر در همانجا ساکن بود و مکرر به حج رفت و در آخرین سفر خود بصوب مکه در صحرای عیذاب در صعید مصر در جانب غربی بحر احمر در موضعی موسوم به حمیثرا وفات یافت در اواخر ذی القعده سنهٔ ۶۵۶ هـ .ق. به اجماع عموم مآخذ عربی، ولی در نفحات وفات او را در سنهٔ ۶۵۴ هـ . ق. نگاشته است و ظاهراً اشتباه است و در همانجا مدفون گردید و قبر او زیارتگاه عمومی است و یکی از سلاطین ممالیک مصر بر مزار او گنبدی عالی بنا نهاده است و ابن بطوطه در سال ۷۲۶ قبر او را در همان حمیثرا زیارت کرده است و وصف مختصر جالبی از آن مینماید. برای مزید اطلاع از سوانح احوال او رجوع شود به دول الاسلام، یافعی، رحلهٔ ابن بطوطه، قاموس فیروز آبادی در مادهٔ «ش دل» النجوم الزاهره، نفحات الانس، حسن المحاضره، شعرانی، سفینة الاولیاء، شذرات الذهب، تاج العروس ذیل ش دل، خزینة الاصفیاء، دائرةالمعارف اسلامی در دو مقاله یکی تحت عنوان «شاذلی» و دیگر تحت عنوان «شاذلیه». (شدالازار چ محمد قزوینی، حاشیهٔ ص ۴۷۴). مؤلف ریحانةالادب تألیفات وی را چنین می نویسد: حزالبحرالسرالجلیل فی خواص حسبنااللََّه و نعم الوکیل، مجموعة الاحزاب. (ریحانة الادب. از سلوة الغریب سیدعلی خان شیرازی). ابن بطوطه دربارهٔ چگونگی درگذشت او آورده است: از شیخ یاقوت شنیدم که از شیخ خود ابوالعباس مرسی روایت میکرد که ابوالحسن شاذلی همه ساله از راه مصر علیا به حج میرفت و از ماه رجب تا پایان موسم حج در مکه می ماند و آنگاه پس از زیارت مدینه از جادهٔ بزرگ (یعنی از راه صحرا که طولانی تر بود) به شهر خود مراجعت میکرد. یکی از سالها که در صدد مسافرت حج بود به خادم خود فرمود که کلنگی و سبدی با حنوط و سایر وسایل دفن و کفن با خود بردارد و چون خادم پرسید که اینها به چه کار آید شیخ پاسخ داد که وقتی به حمیثرا رسیدی خواهی فهیمد. حمیثرا در مصر علیا در صحرای عیذاب واقع است و چشمهٔ آب شوری دارد. شیخ پس از رسیدن به حمیثرا غسل کرد و دو رکعت نماز گزارد و در سجدهٔ آخر جان تسلیم کرد جسد او را در همانجا به خاک سپردند و من گور او را زیارت کردم و اسم و نسب او تا امام حسن بن علی علیهماالسلام بر روی قبرش نوشته است. (ترجمهٔ سفرنامهٔ ابن بطوطه ص ۱۵). در دائرة المعارف اسلامی ضمن ترجمهٔ حال او چنین آمده است: ابوالحسن علی بن عبداللََّه بن عبدالجبار الشریف الذرویلی مؤسس طریقهٔ شاذلیه است که طریقه های دیگر مانند وفائیه، عروسیه، جزولیه، حفنویه از آن منشعب اند. تولد او بقولی در غماره نزدیک سبته در حدود سال ۵۹۳ هـ . ق. و بقولی در شاذله موضعی واقع در نزدیکی جبل ظفران در تونس اتفاق افتاد. وجود نسبت ذرویلی در شجرهٔ نژادی او حاکی است که منشأ او مراکش بوده. پیروانش نسب او را از طریق امام حسن به پیغمبر رسانیده اند. در جوانی بر اثر مطالعهٔ زیاد به بیماری چشم مبتلی شد و یحتمل نابینا گردید. از همان اوان در طریق تصوف گام گذاشت و وجود خود را وقف آن ساخت. در فاس نزد پیروان جنید، خصوصاً محمدبن علی بن حرزهم مرید ابومدین شعیب تعلیم گرفت. لیکن تحت تأثیر عبدالسلام بن مشیش از اهل مراکش بود که در اکناف تونس به اشاعهٔ طریقهٔ خود پرداخت و چون بعلت نشر طریقت جدید و خصوصاً بسبب نفوذی که در مردم داشت تحت فشار و تعقیب قرار گرفت به اسکندریه پناه برد و در آنجا شهرت و قبول عام بیشتری پیدا کرد. برخی از نویسندگان در ترجمهٔ حال او نوشته اند که هر وقت از خانه خارج می شد جمع کثیری به دنبالش راه می افتادند. چندین بار به سفر حج رفت و در آخرین سفر حج بود که هنگام عبور از صحرایی در مصر علیا بسال ۶۵۶ در حمیثرا درگذشت. آرامگاه او زیارتگاه است و یکی از ممالیک مصر گنبدی به روی آن بنا نهاده بقولی نیز وی در ناحیهٔ مخا مدفون است. شاذلی به پیروانش ذکر دایم را توصیه میکرد مریدان بلافصل او اهل خلوت نیستند و صومعه و کرامات ندارند. از مشهورترین مریدانش در مصر تاج الدین بن عطاء اللََّه ابوالعباس المرسی را میتوان نام برد. اغلب رؤسای فرق مذهبی اسلامی در شمال غربی افریقا خود را پیرو او میشمارند. شاذلی آثاری از خود بجا گذارده که بیشتر آنها از نوع حزب و ادعیه و اوراد و اذکار محسوبند و از آنجمله است: کتاب الاخوة، حزب البر، حزب البحر، الحزب الکبیر، حزب الطمس علی عیون العداء، حزب النصر، حزب اللطف، حزب الفتح معروف به حزب الانوار، صلاة الفتح و المغرب، ادعیهٔ مختلف دیگر و وصیتی خطاب به مریدانش. (دائرهٔ المعارف اسلامی ج ۴): تمسک یحب الشادلی فانه له طرق التسلیک فی السر و الجهر ابوالحسن السامی علی اهل عصره کراماته جلت عن العدّ و الحصر. *** تمسک بحب الشادلی فتلق ما تروم و حقق ذاالمناط و حصلا توسل به فی کل حال تریده فما خاب من یأتی به متوسلا. (از تاج العروس ذیل ش دل).
(اِخ) یاقوت بن عبداللََّه ملقب به تاج الدین و مکنی به ابوالحسن از مشاهیر علمای اهل سنت است و کتابی به روش احیاء العلوم غزالی و کتابی دیگر نیز در شرح حال صوفیه تألیف کرده. (ریحانة الادب).

کلمات هم‌قافیه با «شاذلی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید