معنی شاذان
9 بازدید
(اِخ) نامی از نامهای ایرانی است.(اِخ) ابن بحر. صاحب اصل کتاب المذاکرات ابومعشر بلخی. رجوع به اخبار الحکماء ابن القفطی ص ۲۴۲ و عیون الانباء ج ۱ ص ۲۰۷ شود.(اِخ) ابن برزین طوسی. یکی از دستیاران ابومنصور المعمری در گرد آوردن شاهنامه است. رجوع به شادان برزین و فهرست ولف و مزدیسنا تألیف دکتر معین ص ۳۶۹ و ۳۸۶ شود.(اِخ) ابن جبرئیل بن اسماعیل بن ابی طالب قمی متوطن مدینه، فقیه شیعی سدهٔ ششم مکنی به ابوالفضل و ملقب به سدیدالملة والدین، از ثقات محدثین و معاصر صاحب کتاب «السرائر» است. او راست کتاب «الفضائل» که در آن نوادر اخبار مناقب و معجزات فراهم آمده و کتاب «ازاحة العلة فی معرقه القبله» که از تبحر او در علم نجوم حکایت میکند و کتاب «تحفة المؤلف الناظم و عمدة المکلف الصائم». (از روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات و یادداشت مؤلف).(اِخ) ابن عامر، مکنی به ابوعبدالرحمن. رجوع به شاذان الاسود شود.(اِخ)ابن نعیم. از محدثین است. (ریحانة الادب).(اِخ) اسحاق بن ابراهیم بن زید. از روات حدیث است و در المصاحف نام او در روایت حدیثی دربارهٔ خرید و فروش مصاحف یاد شده است. رجوع به المصاحف ص ۱۷۶ و اسحاق بن ابراهیم بن زید شود.(اِخ)... بلخی: و شاذان بلخی گفته است که دوران بقای ملت اسلام سیصد و بیست سال خواهد بود و دروغ بودن این گفتار هم اکنون ثابت شده است. (ترجمهٔ مقدمهٔ ابن خلدون ص ۶۷۵).
کلمات همقافیه با «شاذان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر