معنی شادیدوست
5 بازدید
(ص مرکب) دوستدار شادی و طرب. لهو و لعب دوست. بی اعتنا به کار: حال خراسان دیگر گشت و از هر جانبی خللی و خداوند جهان شادی دوست و خودرای. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۴۸).
کلمات همقافیه با «شادیدوست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر