معنی شادکونی
6 بازدید
[ نی / نی ی ] (ص نسبی) منسوب به شادکونه (معرب شادگونه). رجوع به شادگونه شود.(اِخ) شاذکونی. ابوبکربن مردویة الحافظ الاصبهانی الشاذکونی. و او را از این جهت شاذ کونی می گفتند که پدرش در یمن شاد گونه (مضربه)های بزرگ می فروخت. (از انساب سمعانی).(اِخ) سلیمان بن داودبن بشربن زیاد المنقری، مکنی به ابوایوب معروف به شادکونی. وی از مردم بصره و از حفّاظ حدیث بود. در بغداد با ائمه و حفاظ همنشینی داشت. سپس به اصفهان رفت و در آنجا سکونت گزید و به نشر حدیث پرداخت. از عبدالواحدبن زیاد و حمادبن زید حدیث کرد. ابوقلابة الرقاشی و ابومسلم الکجی و دیگران از او روایت کرده اند. گویند شراب می نوشید و حدیث وضع میکرد. بخاری از وی یاد کرده و او را از هر ضعیفی ضعیف تر شمرده و بعضی او را ثقه شمرده اند. در جمادی الاولی سال ۲۳۴ در بصره و بعضی گویند در اصفهان درگذشت. ابوبکربن مردویة الحافظ وفات او را به سال ۲۳۶ درشهر اصفهان ذکر نموده است. (از انساب سمعانی و لباب الانساب ذیل شاذ کونی).
کلمات همقافیه با «شادکونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر