معنی شادوان
7 بازدید
[ دُ ] (اِ مرکب) شادروان. (فرهنگ شعوری): یکی خسروی شادوان گونه گون درازیش میدان اسبی فزون. حکیم اسدی (از انجمن آرای ناصری). رجوع به شادروان شود.[ دَ ] (اِخ) سادوان نیز آمده. یاقوت حموی ذیل شاذوان آورده: کوهی است در جنوب سمرقند و در آن روستا و قریه هایی است و در سمرقند روستایی خوش آب و هوای تر و از حیث محصولات کشاورزی و میوه ها بهتر از آن وجود ندارد و مردم آن تندرست ترین و خوش آب و رنگ ترین مردم بشمارند. درازنای این روستا ده فرسخ و بلکه بیشتر است و کوه آن نزدیکترین کوهها به سمرقند است. (المعجم البلدان). و رجوع به شاذوان شود.
کلمات همقافیه با «شادوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر