معنی شاده
7 بازدید
[ دَ / دِ ] (ص) شاد. (شعوری). شادمان : به یک تخت دو شاده بنشاندند عقیق و زبرجد برافشاندند. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۱ ص ۲۱۹ بیت ۱۶۲۲، نسخه بدل).
کلمات همقافیه با «شاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر