معنی شادن
7 بازدید
[ دِ ] (ع اِ) آهوبرهٔ مستغنی از مادر. (منتهی الارب). آهو برهٔ بی نیاز شده از مادر که سرون برآورده باشد. (دهار). بچهٔ آهو. (غیاث). آهو برهٔ سرو برآورده. آهوبره که سروی وی برآمده باشد. ج، شَوادِن. (مهذب الاسماء).[ دِ ] (اِخ) نام جاریهٔ عطاءبن جبیر. رجوع به عقدالفرید ج ۵ ص ۱۱۷ شود.
کلمات همقافیه با «شادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر