معنی شادللو
7 بازدید
[ ] (اِخ) (دولیخان کرد...) از سرکردگان اکراد در زمان امیر علم خان خزیمه از ملتزمان رکاب نادرشاه و سران خراسان که امیرعلم خان خواهر او را به زنی گرفته و چون مورد هجوم واقع شد به نزد او رفت. سرداران اکراد از حقیقت امر مطلع شدند و از دولیخان امیرعلم خان را خواستند و دولیخان چون تاب مقاومت ایلات را نداشت و نگاه داشتن امیر را در حوصلهٔ خود ندید او را بسمت اسفراز که مردم آنجا با او موافقت داشتند فرستاد. (از مجمل التواریخ گلستانه ص ۶۵ و ۶۶ و ۶۷). و رجوع به ص ۳۰۲ و ۳۵۲ حواشی و توضیحات همین کتاب شود.
کلمات همقافیه با «شادللو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر