معنی شاخ پیدا شدن
6 بازدید
[ پَ / پِ شُ دَ ] (مص مرکب) کسی را، کنایه از رسوا شدن. (امثال و حکم دهخدا): چون کند دعوی خیاطی کسی افکند در پیش او شه اطلسی که ببر این را بغلطاق فراخ ز امتحان پیدا شود او را دو شاخ. مولوی (از امثال و حکم دهخدا).
کلمات همقافیه با «شاخ پیدا شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر