معنی شاخ غزال
7 بازدید
[ خِ غَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از کمان تیراندازی. (برهان قاطع). || کنایه از هلال. (آنندراج): در حدود باختر آهوی دشت خاوران چون فرو شد، در هوا شاخ غزال آمد پدید. خواجه جمال الدین سلمان (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شاخ غزال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر